خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهار است و جنونم سوی هامون میکشدشور رسوایی مرا بر روی مجنون میکشد
۲
زین بیابان، باد دایم کشته بیرون میکشدزاغ همچون خامهٔ نقاش، مجنون میکشد
۳
بس که گرد غم به خاطر دارم از دور جهاناشک چون مور از دل من خاک بیرون میکشد
۴
از ترازو حال ما را میتوان معلوم کرددر جهان هرجا که باری هست، موزون میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲