خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا به کوی تو دلگرمی شراب آوردکه ریگ بادیه را سوی باغ، آب آورد
۲
شکست رنگ به جای خمار گل ها راکه لاله آمد و یک سرمه دان شراب آورد
۳
ز ناله یار رمید و به گریه رامم شدگلی که باد ز من برده بود، آب آورد
۴
به حیرتم که چه مشاطگی ست عشق تراکه مرگ را به نظر خوبتر ز خواب آورد
صفحهٔ ۱ از ۲