شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ره شوق، دل از بیم خطر می‌لرزدمی‌نهم پا چون درین بادیه، سر می‌لرزد
۲
که خبر داد ز لب‌تشنگی‌ام دریا را؟که چو سیماب در او آب گهر می‌لرزد
۳
نگذارد که ز کارم گرهی باز کندضعف طالع که از او دست هنر می‌لرزد
۴
چه هوایی‌ست که اقلیم محبت داردکه پسر تب کند آنجا و پدر می‌لرزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth