شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم پرافسون او سحرآفرینی می‌کندتیر مژگانش ز شوخی دل‌نشینی می‌کند
۲
آخر حسن است و کار او به زلف افتاده استداده خرمن را به باد و خوشه‌چینی می‌کند
۳
پیش پای خویش را هرکس نمی‌بیند چو شمعلاف باطل می‌زند گر دوربینی می‌کند
۴
نعمت فغفور را فیضی که در خاصیت استکاسه چوبین گدا را چوب چینی می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth