خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم میسازدکه شمع بزم ما پروانه را از موم میسازد
۲
صباحت چیست چون پای ملاحت در میان آیدندیده هند را قیصر، از آن با روم میسازد
۳
چه حاصل دارد از دست فلک آه و فغان کردنکه ظالم را همیشه نالهٔ مظلوم میسازد
۴
به آن جغدی که در معموری او را خلق نگذارندنشان ده خانهٔ ما را، که ما را شوم میسازد
صفحهٔ ۱ از ۲