شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستان می‌روم از خود که صبا می‌آیدبگذارید ببینم ز کجا می‌آید
۲
بر دلم دست نگارین که نهاده‌ست، که بازبه مشامم ز نفس بوی حنا می‌آید
۳
جلوه‌ام بر سر خار است و چو دست گلچیندر رهش بوی گلم از کف پا می‌آید
۴
سیل در بادیهٔ عشق چنان هموار استکه گمان می‌بری از کوه صدا می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth