خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حریر شعله ی ما را در آب می بافندکتان ما به شب ماهتاب می بافند
۲
نصیحت دل ما می کنند مردم، بینکه دام از پی مرغ کباب می بافند
۳
برای شعله ی عریان آه ما افلاکلباس برق ز تار شهاب می بافند
۴
به عشق، خواب هوس می کنی؟ برو غافلبه کارخانه ی مخمل که خواب می بافند!
صفحهٔ ۱ از ۲