خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فلک انجام کاروبار ما داند چه خواهد شداگر دانه نداند، آسیا داند چه خواهد شد
۲
خزانی هست در دنبال هر فصل بهاری رادرین گلشن همین برگ حنا داند چه خواهد شد
۳
دلم را جز پریشانی نصیبی نیست در عالمبه این طالع، گرفتم کیمیا داند، چه خواهد شد
۴
چنین کز روی بی مهری و بی پروایی ای بدخوتو حالم را نمی دانی، خدا داند چه خواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۲