شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد ایامی که بلبل چون من محزون نبودهمچو قمری، گفتگوی من به یک مضمون نبود
۲
از شراب کهنه شد آخر علاج درد ماحکمت خم گر نمی شد، کار افلاطون نبود
۳
شاهدان باغ را معشوق ما رونق شکستسرو را دیدیم، همچون قد او موزون نبود
۴
آبله دارد ز نقش پای من روی زمیناین قدر آوارگی در طالع مجنون نبود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth