خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب تو ساغر می را نمک به کار کندرخ تو آینه را چشم اشکبار کند
۲
گرفتم آنکه دهد وعده شاهد امیددماغ کو که کسی صرف انتظار کند
۳
تهی ز شیوه ی کم فطرتی چو کاری نیستبه حیرتم که کسی در جهان چه کار کند
۴
بساط عرش به کوی تو گر شود در کارزمانه خانه ی او بر خروس بار کند
صفحهٔ ۱ از ۲