خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورددوری ست نشأه ای که فراموشی آورد
۲
رازی ست راز عشق که با هم دو گوش راهمچون کمان حلقه به سرگوشی آورد
۳
از ناله در خمار به تنگ آمدم، کجاستیک سرمه دان شراب که خاموشی آورد
۴
تا هوش هست در سر من، گریه می کنمکو یک دو جام باده که بیهوشی آورد
صفحهٔ ۱ از ۲