خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجاست عشق که آتش فروز آه شودمرا به چشمه ی تحقیق، خضر راه شود
۲
هلاک مشرب آنم که پاره ی نمدیاگر ز خرقه زیاد آیدش، کلاه شود
۳
دهد به خلوت دل وعده ی وصال مراهزار حیف، کسی نیست تا گواه شود!
۴
به رنگ اخگر کشمیر، روی خود را چندکنیم زآتش می سرخ و او سیاه شود
صفحهٔ ۱ از ۲