شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختندآتش را از شراب نساب روغن ریختند
۲
کی بود در سوختن سبقت به من خاشاک را؟رنگ آتشخانه از خاکستر من ریختند
۳
تا گذشتی از چمن دامن کشان چون آفتابلاله و گل، رنگ و بوی خود ز دامن ریختند
۴
در بهشت آتش نباشد، بهر بزمش عاشقانموم دل بگداختند و شمع روشن ریختند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth