شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نکهت تو باده ره هوش می زندگل را حدیث روی تو بر گوش می زند
۲
در آه و ناله مصلحت خویش دیده ایماز پختگی ست گر می ما جوش می زند
۳
مغرور صبر خویش مشو در جفای دوستانگشت، عشق بر لب خاموش می زند
۴
چندان که همچو دف ز جهان ناله می کنمسیلی همان مرا به بناگوش می زند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth