خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کندغیر عنقا هرچه در دام آید، آزادش کند
۲
غیر تیشه حربه ای خسرو نمی گیرد به دستاندکی مانده که شیرین همچو فرهادش کند
۳
روزگارم قدر نشناسد ز نادانی، که طفلگنج نامه گر بیابد، کاغذ بادش کند
۴
مرغ ما را تاب بی پروایی صیاد نیستکاشکی بر گرد سر گردانده آزادش کند
صفحهٔ ۱ از ۲