شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رودشانه در زلف تو از موی میان بیرون رود
۲
می روی از باغ و گل ها را پریشان می کنیچون عزیزی کز میان دوستان بیرون رود
۳
چون بسوزم، هر نفس خاکسترم از شوق گلبی نسیمی همچو دود از آشیان بیرون رود
۴
گر گل از بلبل حجابی می کند باور مکنباش چندان کز گلستان باغبان بیرون رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth