شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزدچو شمع کشته از لوح مزارم دود برخیزد
۲
ز شوق او پس از مردن به خاک آرام می گیرمکه رهرو چون ز رنج ره دمی آسود، برخیزد
۳
به گلخن با همه دیوانگی، آیم به تمکینیکه خاکستر به تعظیمم ز جا چون دود برخیزد
۴
رسد چون چشم زخمی از جهان، غمگین نباید شدز افتادن چه غم، گر کس تواند زود برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth