خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من این دردی که دارم چارهاش آن سیمتن باشدعلاج ضعف بیماران دل، سیب ذقن باشد
۲
چو هندو از برای سوختن عشاق میمیرندره دوزخ مرا دلکش تر از راه چمن باشد
۳
به معشوق کسی هرگز ندارم ذوق آمیزشبه بلبل میدهم گل را، اگر در دست من باشد
۴
به خوبان آشکارا عیش کردن، میکند داغمبه سرمه رشک من بیش از عبیر پیرهن باشد
صفحهٔ ۱ از ۲