خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کردچو شانه هرکه به آن زلف دستبازی کرد
۲
نمی شود به ظرافت کسی حریف او راتوان چگونه به خورشید تیغ بازی کرد؟
۳
درین زمانه که کاری به مدعا نشوددگر چه کار توان جز زمانه سازی کرد؟
۴
ز سنگ حادثه در هم شکست اندامشچو شیشه هرکه به ساغر زبان درازی کرد
صفحهٔ ۱ از ۲