خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذردچشم بر هم نهد از سرمه فروشان گذرد
۲
اجل آید به سرم هردم و نومید رودچون سخن چین که به اطراف خموشان گذرد
۳
چاره ی آفت ایام، تجرد نکندسیل اینجا ز سر خانه بدوشان گذرد
۴
برگی از جلوه ی حسنت به چمن خالی نیستهمچو یوسف که به آیینه فروشان گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲