خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گلستانی که هر زاغی خوش آوازی کندبلبل آن بهتر که ترک نغمه پردازی کند
۲
روز روشن وقت صورت بازی آیینه استهست عیبی در هنر آن را که شب بازی کند
۳
ترکش پرتیر گردد بال مرغان هوااز فغان هرگه دل من ناوک اندازی کند
۴
در قفس روزی که بر بادم دهد تحریک شوقچون مه نو هر پر من اوج پروازی کند
صفحهٔ ۱ از ۲