شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهدبه این بحر آنکه گردد آشنا، ساحل نمی‌خواهد
۲
ازان چون مرغ بسمل می‌تپم در خاک و خون دایمکه بعد از مرگ هم آسوده‌ام قاتل نمی‌خواهد
۳
قبول خاطر ای همدم به دست کس نمی‌باشدترا بسیار من می‌خواهم، اما دل نمی‌خواهد
۴
بنازم اهل همت را که احسان کریم مادو عالم را به منت می‌دهد، سایل نمی‌خواهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth