خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آیدبه حال خویش دلم آنچنان که بود آید
۲
به باغ بی تو ز آهم همیشه گلچین راچو شمع کشته ز انگشت بوی دود آید
۳
نمانده فرصت پیغام و نامه، ای قاصدرسیده ایم به مردن، بگو که زود آید
۴
نزول حادثه است این خرابه، نیست عجباگر به خانه ی ما آسمان فرود آید
صفحهٔ ۱ از ۲