خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی توام ذوق کی از بستر راحت باشدشام چون شمع مرا صبح قیامت باشد
۲
دل که بی شور جنون است درو ذوقی نیستدر کبابی که نمک نیست چه لذت باشد
۳
دل اگر همره یار است، خدا یارش بادسر اگر در قدم اوست، سلامت باشد
۴
دارد اسباب طرب در شب نوروز شگونشیشه ای کو، همه گر شیشه ی ساعت باشد!
صفحهٔ ۱ از ۲