شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو روز عمر که خواه و نخواه می گذردچنان که می بری آن را به راه، می گذرد
۲
هزار تفرقه از گریه در دل است مراچو آن دهی که از آنجا سپاه می گذرد
۳
دوند سوی خیابان به دیدنش گل هاچو کوچه ای که ازان پادشاه می گذرد
۴
نگاه کوته اگر اوفتاده، مژگان بینکه همچو غنچه ز طرف کلاه می گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth