خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کینهٔ ما را از او صبر و تحمل میکشدانتقام از یار بیپروا، تغافل میکشد
۲
هیچ معشوقی پریشانگرد و هرجایی مبادفاخته این حرف را بر گوش بلبل میکشد
۳
هرکجا باشم، گزیری نیست از طوفان مراموج دریا انتظارم بر سر پل میکشد
۴
روزی داناست در معنی که نادان میخوردهمچو آن آبی که خار از ریشهٔ گل میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲