خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا دعای مرا سوی می گساران برسلام خشکی ازین چشم تر به باران بر
۲
ملول شد دلت ای همنشین ز گریه ی ماکه گفته بود گل کاغذین به باران بر؟
۳
حذر زگردش افلاک، خویش را چو غباربه گوشه ای ز سر راه این سواران بر
۴
چه چاره کلفت ایام را به غیر از صبرهمیشه روز به شب همچو روزه داران بر
صفحهٔ ۱ از ۲