خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار در قدح گل می غریب مریزدرین پیاله بجز خون عندلیب مریز
۲
من آن نیم که چو عنقا شوم شکار کسیبه راهم ای فلک این دانه ی فریب مریز
۳
به درد و صاف جهان همچو لاله راضی شوز جام خویش ترا آنچه شد نصیب مریز
۴
مکن شتاب که هر کار وعده ای داردبه بیضه طرح قفس همچو عندلیب مریز
صفحهٔ ۱ از ۲