شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبحدم چون صاحبان غیب بر اهل نیازچون در رحمت، در میخانه را کردند باز
۲
از سجود شیشه ها، میخانه شد بیت الحرامناله ی مستانه ی مطرب چو گلبانگ نماز
۳
خم نشسته همچو محمود و به خدمت پیش اوشیشه ی سبز ایستاده بر سر پا چون ایاز
۴
نیست بیم مرگ مستان را که در دیر مغانرفته رفته عمر چون آب روان گردد دراز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth