شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باشفتنه ای در هر کجا گل می کند، آشوب باش
۲
صولت جلاد را حاجت به تیغ تیز نیستطفل خونریز مرا شمشیر گو از چوب باش
۳
خامه دایم از زبان خویش زحمت می کشدبی زبان با خوبرویان حرف زن، مکتوب باش
۴
همچو شاخ گل، طبیب هر دماغ آشفته شوهوشمندان را گل و دیوانگان را چوب باش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth