خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنم برای جنون یارب از که سامان قرضدرین چمن که گل از گل کند گریبان قرض
۲
قبول راهزن عشق نیست مایهٔ ماکنیم چیز دگر از که در بیابان قرض
۳
چو دل به زلف تو دادیم ترک آن کردیمچنان که گیرد از اهل کرم پریشان قرض
۴
در معامله را بسته روزگار چنانکه گل به گل ندهد زر درین گلستان قرض
صفحهٔ ۱ از ۲