خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرضناله ی مستانه باشد از قدح نوشی غرض
۲
مقصدش از لاف رعنایی نمی دانی که چیستسرو دارد با تو همچون سایه همدوشی غرض
۳
می کند عمدا فراموش از من آن نامهربانچیست او را یارب از چندین فراموشی غرض
۴
در دهن گویند جم می داشت خاتم را نگاهزین حکایت نیست غیر از مهر خاموشی غرض
صفحهٔ ۱ از ۲