شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زده گل دست بر دامان حافظخورد بلبل قسم بر جان حافظ
۲
کند از شعلهٔ آواز خود گرمدف خورشید را دستان حافظ
۳
ز مستی چون کشد گلبانگ در باغشود مرغ چمن قربان حافظ
۴
زره را حلقهٔ دف کرد داودچو برگردید از میدان حافظ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth