خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظاگر چنین گذرد دور روزگار چه حظ
۲
نه سیر دشت و نه گلگشت باغ، حیرانمکه همچو مرغ قفس داری از بهار چه حظ
۳
ترا که نیست نصیبی ز بی قراری شوقچو نقش پا به سر راه انتظار چه حظ
۴
بنوش باده و امیدوار رحمت باشبه حشر بی گنه از لطف کردگار چه حظ
صفحهٔ ۱ از ۲