شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شوق رخت سوخته مغز قلم شمعنزدیک به مردن ز غمت دم به دم شمع
۲
بر یاد تو چون صورت فانوس خیالندعالم همه مشغول طواف حرم شمع
۳
در بزم تو عزت طلبی صرفه نداردااینجا سر شمع است نثار قدم شمع
۴
بر اهل ستم خیل مکافات چو رو کرداز خون صبا چرب شد اول علم شمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth