خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیفداغ چمن نه ایم، ز بلبل هزار حیف
۲
تأثیر نیست در دل ما فیض عشق رابر گلخن است سایه ی ابر بهار حیف
۳
از ورطه ای که مقصد ما جز خطر نبودنشکسته رفت کشتی ما برکنار حیف
۴
از خار پا چو شعله به رقصند رهرواندر راه او پیاده خورد بر سوار حیف
صفحهٔ ۱ از ۲