خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گلجانسوزتر ز آتش شمع است آب گل
۲
هرگز چنان نشد که ز بی برگی چمناز رهن می فروش برآید کتاب گل
۳
در گلشنی که چهره بر افروخت شمع مامستان نمی خورند به غیر از کباب گل
۴
شد پاره تا به گوش ز خمیازه اش دهنای دل مگو خمار ندارد شراب گل
صفحهٔ ۱ از ۲