خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته امتنها بیا تو نیز که تنها نشسته ام
۲
از بس ز سبزه ی چمن آزار می کشمگویی به روی ریزه ی مینا نشسته ام
۳
از موج فتنه، گر بنشینم به روی سنگدارم گمان آن که به دریا نشسته ام
۴
تیر هوایی ام که ز بس بی تعلقیهرجا نشسته ام، به سر پا نشسته ام
صفحهٔ ۱ از ۲