شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب ز مستی شور در بزم شراب انداختیمباده نوشان گل در آب و ما کتاب انداختیم
۲
گفتگوی خط و رخساری دگر در خاطر استخامه سر کردیم و مشکی در گلاب انداختیم
۳
حسن می خواهند، مستان را به شمع و گل چه کارهرکه روشن کرد آتش، ما کباب انداختیم
۴
در حقیقت همت ما برگرفت او را ز خاکهرکه را بر خاک چون جام شراب انداختیم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth