شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم که غیر سفر نیست پیشه ی دگرمهمیشه خضر به آوارگی ست راهبرم
۲
ز مهد، نقل مکان کرده ام به خانه ی زینزمانه کرده چو یوسف بزرگ در سفرم
۳
چو مور خسته ازان می کشم قدم در راهکه توشه ای بجز از ضعف نیست در کمرم
۴
چو گل همیشه پریشان بود مرا دستارز بس که بی رخ او می زند جنون به سرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth