شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایمچو آب می‌روم و همچو ریگ بر جایم
۲
به راه شوق، نشان تا ز نوک خاری هستز برگ لاله و گل، پا نمی‌خورد پایم
۳
ز عشق بس که پریشانم، اهل عالم راتمام موعظه همچون حدیث دانایم
۴
چو قطره خاطر جمعی نداده‌اند مرابه راه عشق پریشان چو سیل دریایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth