خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهمدل خود را کشم از خون و دگر غوطه دهم
۲
سخن من به مذاق تو بود تلخ اگرچون لبت هر سخنی را به شکر غوطه دهم
۳
تشنه را گر به بساط سخنم راه افتددست او گیرم و در آب گهر غوطه دهم
۴
رنگ تأثیر به خود هیچ نگیرد، افسوسناله را چند به خوناب جگر غوطه دهم؟
صفحهٔ ۱ از ۲