خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در چمن چون گفتگویی از لب او واکنممی شود می آب اگر چون غنچه در مینا کنم
۲
صبر می گویند پیدا کن مرا در عاشقیچون ندارم صبر یاران از کجا پیدا کنم
۳
می کند سوز دل من آب، سنگ خاره راگر برآرم آه گرمی، کوه را دریا کنم
۴
راستی را کرده ام سرمایه ی بازار خودکار آتش می کند آبی که در کالا کنم
صفحهٔ ۱ از ۲