خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تکلیف شراب است نمک ریزی داغمبرگردن پیمانه ی می، خون ایاغم
۲
پیغام جنون می شنوم از لب ساغربوی عرق فتنه دهد، می به دماغم
۳
همصحبتی من به کسی سود نداردپر زهر بود چون دهن مار، ایاغم
۴
رشکی به گل و سرو درین باغ ندارمای لاله ی دلسوخته از داغ تو داغم
صفحهٔ ۱ از ۲