خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیمچو صبح، جیب فلک را ز غصه چاک کنیم
۲
بیار باده که در دل اگر غباری هستچو آب و آینه با روزگار پاک کنیم
۳
سپهر را ز لباس عزا برون آریمسر بریده ی خورشید را به خاک کنیم
۴
نمی خوریم غم روزگار تا می هستچه لازم است که خود را ز غم هلاک کنیم
صفحهٔ ۱ از ۲