شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخموقت خندیدن نمک می‌ریزد از لب‌های زخم
۲
جای یک زخم دگر چون گل بر اعضایم نماندتیغ بگشاید مگر در سینهٔ من جای زخم
۳
می‌برند از یکدگر ذوق جراحت هر نفسکامرانی می‌کند هر زخمم از بالای زخم
۴
خون اگر گرید کسی بر حال زار من کم استداغ‌ها دارد دلم از خندهٔ بی‌جای زخم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth