شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرمدهم صدگل که همچون شمع یک برگ خزان گیرم
۲
خوش آن مستی که چون گل در گلستان چهره بگشایددرآیم غافل از دنبال و چشم باغبان گیرم!
۳
مرا خود آسمان نگرفت دست از کوتهی هرگزتو توفیقم دهی یارب که دست آسمان گیرم
۴
گلی در آب دارم از غبار دیدهٔ گریانکه می‌خواهم در دل را به روی دوستان گیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth