خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قطرهٔ خونابهای تا سوی مژگان میکشماز دل مجروح، پنداری که پیکان میکشم
۲
دامن صحرا ز موج گریهام شد لالهزاررنگ میریزم به هرسو، طرح طوفان میکشم
۳
همچو مرغ بیضه شد بر من قفس پیراهنماز جنون خود را به روی تیغ عریان میکشم
۴
میدهد از زلف خوبان یاد بر روی هواهمچو مجمر بس که آه از دل پریشان میکشم
صفحهٔ ۱ از ۳