خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگذار ز دستم که گل باغ وفایمبر دست تو شایسته تر از رنگ حنایم
۲
از بس به ره عشق درو خار خلیده ستهمچون دم ماهی شده هر پنجه ی پایم
۳
از فیض سبکروحی خود اوج گرفتممحتاج پر و بال نیم، مرغ دعایم
۴
مشکل بود از نقش قدم نیز جداییدر راه، چو خورشید، ازان رو به قفایم
صفحهٔ ۱ از ۲