خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه میگویمگهی با شمع محفل، گاه با پروانه میگویم
۲
حریف نکتهسنجی در همه عالم نمیبینمسخن از بیکسی با خویش چون دیوانه میگویم
۳
ادیب این دبستانم، سر و کارم به طفلان استبزرگی را چه نقصان، گر سخن طفلانه میگویم
۴
ز تنهایی شب هجران او خوابم نمیآیدنشسته بر سر بالین خود، افسانه میگویم
صفحهٔ ۱ از ۲